عسل فاطمهعسل فاطمه، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

عسل فاطمه

اولین محرم (سال 90)

اینجا اولین محرم بعد از به دنیا اومدنت بود عزیزم.رفتم برات از پاساژ مهستان لباس سقایی خریدم. روز جمعه (همایش شیرخوارگان حسینی) بود و من حاضرت کردم و با مامانا و بابا محسن بردیمت مهدیه تهران. اما انقدر شلوغ بود که مجبور شدیم بیرون مهدیه بشینیم و به عزاداریها گوش بدیم. هوا هم خیلی سرد بود. یک ساعت نشستیم و بعدش اومدیم خونه. آخه می ترسیدم که تو سرما بخوری و مریض بشی. مامان قشنگم همیشه در پناه علی اصغر حسین (ع) باشی. انشاء ا... هر کسی که اولاد نداره و منتظر, خدا یه هدیه قشنگ (اولاد سالم و صالح) بهش بده. آمین. ...
20 آذر 1392

قربون لثه های بی دندونت

مامان فدای اون لثه های تو بشه که یه دونه دندون هم توش نیست.   دلم برای اون دورانت خیلی تنگ شده. این عکس آخریه رو ببین که نشوندیمت روی تخت خودت و ازت عکس انداختیم. اون عکسهایی که بغل دستت هست توی بیمارستان پارسیان موقعی که تازه به دنیا اومده بودی ازت انداختند. شاید ٤ یا ٥ ساعت بود که پات رو به این دنیا گذاشته بودی. عزیزم. ...
20 آذر 1392

عکسهای سیسمونی عسلم

این کمد لباسهات بود عزیزم. مامانا تا ٤, ٥ سالگیت هم واست لباس خریده بود. بعد از اینکه به دنیا اومدی من و بابا محسن هم هر لباس قشنگی می دیدیم برات می خریدیم. با تصور اینکه توی اون لباسها چقدر قشنگ میشی, دلم ضعف می رفت.      ...
29 آبان 1392

11 ماهگی قندعسل

       قند عسلم. اينجا يك ماه به تولد 1 سالگيت مونده بود. ديماه 90 . اون عكس بالايي هم آنوشا دختر ساراست كه با تو نشست و يه عكس قشنگ ازتون گرفتيم. ...
1 آبان 1392

دندونای خوشگل

٩ ماهگی عسلم                                                 چه دندونای خوشگلی داره دختر نازم. قربون اون غذا خوردنت برم خوشگلم. دوست داشتی همه چيز رو گاز بزني. حتي مامان الهام رو هم گاز مي گرفتي. ... خودت هم بعدش مي خنديدي. مامان و بابا هم براي اين شيطنت هات ضعف مي كردن. یه روز سه شنبه بود. بابا محسن هم رفته بود جمکران. منم تو رو برداشتم و رفتم طبقه بالا, خونه مامان جون و باباجون. زنعمو و روژان ...
10 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل فاطمه می باشد