عاشق بادکنک
سلام عزیزم. مامان قشنگم خوبی. این عکسهاتو خیلی دوست دارم. آخه تو عشق بادکنک بودی. هر موقع با بابا میرفتی سوپر نزدیک خونه، باید حتما بادکنک می خریدی. استخرت رو ببین پر بادکنک کردی. تخت قشنگت رو هم همینطور. می رفتی وسط بادکنکها و خودت رو مینداختی روی اونا. خیلی خوشت می اومد. بابا محسن همه بادکنها را واست باد می کرد ولی بنده خدا دیگه نفس کم می آورد. وقتی تقریبا ٢ سالت شده بود دوست داشتی که بادکنک رو باد کنی و بعد اونا رو بترکونی. با مداد و سوزن و بشکاف مامان. از این کار هم خیلی لذت می بردی شیطون بلا. این عکسها که لباس بنفش تنت کردم مامانی، خیلی دوست دارم. آخه هنوز خیلی کوچیک بودی برای این شیطنتها. ای...
نویسنده :
مامان الهام
16:06









